روی پا بمان!

ضرب‌المثل‌های حکیمانه!

من آدمی را می شناسم که در نوع خودش بی نظیر است. او تعداد زیادی ضرب‌المثل از بر کرده. گمان کنم با یک نفر شرط بسته که حتی از « امثال و حکم » دهخدا هم ضرب‌المثل‌های بیشتری یاد داشته باشد. طرف، هر کس که هست، دارد شرط را می بازد. شما به این آدم موضوع بدهید. مثلن بگویید: پول. بلافاصله ـ سریع‌تر از رایانه‌ی مرکزی کتابخانه‌ی ملی ـ جواب می دهد: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! یا: برادری به جای خود، بزغاله یکی هف صنار! یا: حساب به خروار، بخشش به دینار! مثلا بگویید: زبان. در کسری از ثانیه، چند ضرب‌المثل در این باره ردیف می کند: زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد! یا: دروغ مصلحت‌انگیز به از راست فتنه‌انگیز! جالب این‌جاست که این آدم بسیار ولخرج و بذال است. پول کف دستش، ذغال گداخته است. اصلا اهل پس‌انداز نیست. به هیچ طریقی نمی شود وادارش کرد کمی هم به فکر آینده باشد. مرتب می گوید: این پول خرده‌ها ارزش جمع کردن نداره! چیزی نمی شه که! پارسال کارش به دادگستری کشید. از برادرش شاکی بود! پولی به یارو قرض داده بود و برادرش ـ حالا یا یادش نمی آمد یا هر چی ـ از بیخ منکر بود که همچو پولی از او گرفته. کسی نبود بگوید جناب آقا! انگار هیچ درسی، حکمتی، عبرتی چیزی از ضرب‌المثل « برادری به جای خود بزغاله یکی هف صنار » یاد نگرفتی! شش ماه پیش هم نزدیک بود باخانمش طلاق‌کاری کند. یعنی خانمش می خواست طلاق بگیرد. به خاطر حرفی که وسط مهمانی از دهن آقا پریده بود. خانمش گفته بود که می خواهد از انواع خورش، قدری بچشد ولی نگران است که وزن اضافه کند و او جواب داده بود: بچش خانم! نترس! از اینی که هستی چاق‌تر نمی شی! سر این اظهار نظر ساده لوحانه و بی غرض ـ و این راست فتنه‌انگیز ـ کم مانده بود که خانم مهریه‌اش را بگذارد اجرا و بشود آنچه نباید بشود. طوری شد که بزرگ‌ترهای فامیل میانجی شدند و با « تو بمیری من بمیرم » خانم را از تصمیمش منصرف کردند.

من یقین دارم که ضرب‌المثل های حکیمانه واقعن خوب هستند اما از آن مهم‌تر چیزی هست که انگار از قلم افتاده. در تاریخ نیامده که روش به کار بردن این ضرب‌المثل‌ها چیست. مثلا: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی. پارسال دخترم می خواست برود هنرستان و من مخالف بودم. دلایلی داشتم ( بعدن قبول کرد که درست بودند ) اما در آن مقطع، حاضر نبود صبر کند. همین ضرب‌المثل را برایش خواندم اما مرتب می گفت: چرا باید صبر کنم؟! چطور باید صبر کنم! مجبور شدم ببرمش پیش مشاور چون نمی توانستم جوابش را بدهم! این‌طوری است که بیشتر ضرب‌المثل‌های ما در حد ضرب‌المثل ماند‌ه‌اند و در مواردی همین قدر به کار می آیند که رفیق ما انبوهی از آنها را به حافظه بسپارد و مثل طوطی پس بدهد! گفتم که. آدم بی نظیری است.


برچسب‌ها: روی پا بمان
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:55  توسط چند نقطه!  | 

مطالب قدیمی‌تر