باز هم روی پا بمان!
یک سال پیش، وقتی روی پا بمان! را با الهام از یک داستان ساختگی! کلید زدم، اصلن فکرش را نمی کردم ایامی از راه برسد که بتوانم احساس زندانیان کار اجباری را در سیبری ( غرض، زندان اوین روسها است! ) به شکلی عینی تجربه کنم. باورم نمی شد زن و شوهری را ببینم که به خاطر عسرت مالی، به طلاق مصلحتی دست بزنند چون مرد نمی توانست خانهای برای همسرش اجاره کند. در مخیلهام نمی گنجید که رجال پنجاه ـ شصت ساله هم بتوانند تغییر کنند! فکرش را بکنید. تهیه کنندهای را می شناختم که به جود و سخا شهره بود. همیشه سعی می کرد آدمها را به هر ترتیبی در تیمش بچپاند تا پولی توی دامنشان بگذارد. دی ماه نود و یک وقتی از او پرسیدم که آخرین کارش را چطور کست کرده با سرافرازی جواب داد: " مدیر تولیدو و عکاسو آهنگسازو دستیار تهیه رو گذاشتم کنار! فیلمنامه رم خودم نوشتم! چه کاریه! بذار پولش بره تو جیب خودم! " بحران مالی جاری، تأثیر سراسیمهی خود را روی همه گذاشت. حتا متوجه شدم ناخدا خوراکیهایش را در اتاقش، مخفیانه و به تنهایی می خورد!! اصلن از اینکه به او بگویم ناخدا به کلی کفری می شود! شما را به خدا! می بینید چه اوضاعی شده؟ باورتان می شود؟ به نظر شما این تغییرات مربوط به بحران اقتصادی هستند یا یکه تازی هورمونهای رشد؟!
بنابراین می بینید که ضرورت روی پا ماندن حتا بیشتر از گذشته شده. به طبقهی دهم بروید تا خیابانهای دورتر را هم ببینید ( این یک تمثیل لعنتی است. یعنی نگاهی به تاریخ ماضی بیندازید ) همیشه همینطور بوده و خواهد بود. و این بهترین دلیل مزخرفی است که به ما حکم می کند در این شرایط مزخرف، روی پا بمانیم.
خوب. روی پا بمان! امروز یک ساله شد. ضمنن هفتهی آینده هم مجلس میمونی به این مناسبت منعقد، متمنی است با حضور خود، شادی برگزار کنندگان را فراهم فرمایید.
پی نگار: خالوی عزیز مدیر برنامه است. یارانی که مایلند در این محفل حضور داشته باشند برای ایشان کامنت بگذارند تا چند و چون برنامه را برایشان بگوید. این هم آدرسش: khaloo.blogfa.com/
برچسبها: روی پا بمان
