X
تبلیغات
روی پا بمان!

روی پا بمان!

تفاوت مرده و زنده، در نفس کشیدن نیست!

رسانه‌ها نوشتند که گابریل گارسیا مارکز مرده است. مرد. می مرد. مرده بود. مرده بوده بود. مرده بوده است. مرده خواهد بود. هر طور دل‌تان می خواهد این فعل را بنویسید. به شما قول می دهم که تنها نتیجه‌ی حاصل، این است که در نگارش، تفاوت فعل‌ها را بهتر تشخیص خواهید داد. بنابراین، قلم‌تان قوی‌تر خواهد شد. اما یقین داشته باشید، کاملن ایمان داشته باشید که در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی شود. هر جور هم که فعل مردن را به مارکز نسبت دهند، یا نسبت دهید، مارکز نخواهد مرد. مارکز زنده است. زنده خواهد بود. او آب حیات را یافت و نوشید و مادامی که حتا یک نفر، به کتاب‌فروشی برود و یکی از رمان‌های او را بخرد، زنده است. مادامی که آدم‌ها از او بیاموزند که می توان با قلم جنگید، می توان با تخیل، مرزهای کریه واقعیت را شکافت و زیبائی آفرید و می توان بر جهان تأثیر گذاشت و فقط تأثیرپذیر نبود، زنده است. گمان کنم که خیلی جدی، وقت آن رسیده که زنده و مرده را تشخیص دهیم. وقت آن رسیده بفهمیم، یا دست کم دوباره فکر کنیم، که چه کسی زنده است و چه کسی مرده؟

یادم هست، سال‌ها پیش، یکی از دوستانم شعری سروده بود، برای آدمی که خوش ندارم نامش را ذکر کنم. او وقتی این شعر را سرود که با خبر شدیم طرف از دنیا رفته. شعر دوستم این بود:

چگونه در سوگت

بگریم

تو که خود

سال‌ها پیش

سقط شده بودی!

همین بود! حقیقت محض! طرف خیلی سال پیش از این مرده بود اما خبر نداشت. از همان زمانی که دیگر کار تازه‌ای ارائه نداد و قول تازه‌ای نیافرید و به گروه ساکنان همیشه‌گی این سیاره پیوست، رمه‌ای که جز خوردن و نوشیدن و پوشیدن و حرص زدن و پول جمع کردن، هنر دیگری نداشت و ندارد. خود مارکز در رمان ساعت نحس، معمایی را بازگو می کند. معمایی که چند قرن قبل از میلاد طراحی شده اما پاسخی آسان دارد:

مردی به مسافرخانه‌ای می آید و در آنجا اقامت می کند. صبح روز بعد، او را مرده می یابند در حالی که جسدش تجزیه شده. پزشک قانونی بعد از معاینات لازم، زمان مرگ او را یک ماه قبل تخمین می زند. به خودتان / خودمان نگاه کنیم. خود را ببوییم. کدام‌مان زنده‌ایم و کدام‌مان مرده؟! 

این بود که برای سنگ قبرم شعری سرودم:

غروب دائمی، شرقی نداری!

اسیر عادتی، خرقی نداری!

چرا چشم‌انتظار مرگ هستی؟

تو که، با مرده‌ها، فرقی نداری!


برچسب‌ها: گابریل گارسیا مارکز
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 14:23  توسط چند نقطه!  | 

مطالب قدیمی‌تر